تبليغاتX
سرشت
غريب است دوست داشتن..

وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ...

 ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛

 به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر ،

ما سرخوش‌تر،

 هر چه او دل نازک‌تر ،

ما بي رحم ‌تر .

 تقصير از ما نيست ؛

 تماميِ قصه هايِ عاشقانه،

 اينگونه به :

گوشمان خوانده شده‌اند

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 26 مهر1386 و ساعت 13:18 |

با مرغ پنهان

حرف ها دارم
با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم
و زمان را با صدایت می گشایی
چه ترا دردی است
کز نهان خلوت خود می زنی آوا
و نشاط زندگی را از کف من می ربایی؟
در کجاهستی نهان ای مرغ
زیر تور سبزه های تر
یا درون شاخ های شوق ؟
می پری از روی چشم سبز یک مرداب
یا که می شویی کنار چشمه ادرک بال و پر ؟
هر کجا هستی بگو با من
روی جاده نقش پایی نیست از دشمن
آفتابی شو
رعد دیگر پانمی کوبد به بام ابر
مار برق از لانه اش بیرون نمی اید
و نمی غلتد دگر زنجیر طوفان بر تن صحرا
روز خاموش است آرام است
از چه دیگر می کنی پروا ؟

                                                    سهراب سپهری

 

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه 17 مهر1386 و ساعت 14:18 |


Powered By
BLOGFA.COM



سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد  طراحي سايت و تبليغات