قسمت اول![]()
از زبان خانم ها:
1) مدتي هست كه با پسري آشنا شدم! اوايل رابطمون خيلي خوب بود و من يك شناخت كلي ازش داشتم. كم كم حس كردم بهش علاقمند شدم و اون هم در روابطش با من كاملا نشون ميداد كه منو دوست داره. با اينكه هيچ حرفي در مورد ازدواج نزديم و اصلا هنوز سنمون به اين حرفها قد نميده، اما من يكجورهايي احساس مالكيت دارم. دوست ندارم اون با دخترهاي ديگه گرم بگيره، ميدونم كه منظوري نداره، اما ... اين كارشو يكجورخيانت نسبت به خودم مي دونم!!!
2) پسري كه به تازگي از من خواستگاري كرده و همدانشكده اي من هم هست، پسر خوبيه. اما قبلا دوست دختر داشته و اون دختري هم كه قبلا باهاش دوست بوده هنوز ازدواج نكرده. رابطمون اونقدري صميمي نشده كه در مورد گذشته بيشتر از اين بدونم و اگر هم سوال كنم اون همه واقعيت رو بهم نمي گه!!!
3) من پسري رو دوست دارم كه تو محل كارم مي بينمش... به نظرم خيلي مودب هست و با روابط عمومي بالا! اما همكاراني كه از من قديمي ترند ميگن خيلي با دخترها گرم مي گيره و يكي - دوباري هم بيرون شركت با يكي – دو دختري ديده شده است!!!
4) چند وقت پيش با پسري دوست شدم . رابطمون خوب بود. اما اون يكدفعه و بي دليل ( حداقل بدون دليل واضحي كه من ازش مطلع باشم) رابطشو با من سرد كرد. غرور من بهم اجازه نميده كه ازش بخوام دوباره مثل قبل با هم باشيم. اما شروع رابطه از طرف اون بود و حال توي اين مدت من بهش علاقمند شدم و نمي تونم به اين سادگي فراموشش كنم. چون از آشنايان هست ميدونم كه قبلا با كسي دوست نبوده و الان هم بعيد ميدونم با كسي دوست شده باشه... نتيجه اين رابطه براي من شده اشك و حسرت!!!
5) من با كسي ازدواج كردم كه كاملا غريبه بود. تا قبل از روز خواستگاري همديگرو نديده بوديم. مراسم به صورت رسمي برگزار شد و تحقيقات معمول انجام شد و ... خلاصه همه چيز خوب بود و ما ازدواج كرديم. هنوز دو ماهي از ازدواجمون نگذشته بود كه از طعنه و كنايه هاي اطرافيان متوجه شدم شوهرم قبلا دختر عموشو دوست داشته و چند باري هم (البته غير رسمي) ازش خواستگاري كرده و واسطه هم فرستاده و خلاصه قبولش نكردند. ظاهرا از صدقه سري رازداري واسطه ها كل فاميل خبردار بودند. از وقتي اين مساله رو فهميدم احساس ميكنم دور و بري هام به چشم ترحم و دلسوزي به من نگاه مي كنند. شوهرم با نگفتن اين مطلب به من ( البته منظور قبل از ازدواج است) به من خيانت كرده. من اگر مي دونستم هيچوقت قبول نمي كردم . نمي تونم ببخشمش. وقتي بهش اعتراض مي كنم ميگه : " اگر بهت گفته بودم تو رو هم از دست ميدادم!!!".
